دپارتمان نوروتراپی

دپارتمان نوروتراپی آکادمی پلی‌وگال ایران (IPA) با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین ارزیابی و تعدیل فعالیت عصبی، به بررسی و ارائه مداخلات غیرتهاجمی در حوزه مغز، دستگاه عصبی و تنظیم عملکرد شناختی و هیجانی می‌پردازد.
نوروتراپی مجموعه‌ای از روش‌های مبتنی بر ثبت، بازخورد یا تحریک فعالیت عصبی است که می‌توانند به‌عنوان بخشی از یک برنامه جامع ارزیابی و درمان مورد استفاده قرار گیرند.
در این دپارتمان، وضعیت فرد ابتدا با توجه به علائم، سابقه بالینی و در صورت نیاز شاخص‌های عصب‌فیزیولوژیک بررسی می‌شود.
سپس با توجه به شرایط فرد، مناسب‌ترین روش یا ترکیبی از روش‌های مداخله‌ای انتخاب می‌شود.
این خدمات می‌توانند در کنار روان‌درمانی، آموزش مهارت‌های تنظیم هیجانی و سایر مداخلات استاندارد مورد استفاده قرار گیرند.

نقشه مغزی QEEG

QEEG یا «الکتروانسفالوگرافی کمی» روشی برای ثبت و تحلیل فعالیت الکتریکی مغز با استفاده از EEG است.
در این روش، فعالیت امواج مغزی در نواحی مختلف بررسی و الگوهای فردی با معیارهای مناسب مقایسه می‌شوند.
QEEG می‌تواند اطلاعات تکمیلی درباره الگوهای فعالیت مغزی و برخی شاخص‌های مرتبط با توجه، برانگیختگی و تنظیم عصبی ارائه کند.
این ارزیابی به‌تنهایی ابزار تشخیص قطعی اختلالات روان‌شناختی نیست و باید در کنار ارزیابی بالینی تفسیر شود.
همچنین می‌تواند برای طراحی یا شخصی‌سازی برخی برنامه‌های نوروفیدبک مورد استفاده قرار گیرد.

نقشه مغزی

تحریک الکتریکی مستقیم مغز (tDCS)

tDCS روشی غیرتهاجمی است که با اعمال جریان الکتریکی بسیار ضعیف از طریق الکترودهای قرارگرفته روی پوست سر، تحریک‌پذیری برخی نواحی قشری را تعدیل می‌کند.
هدف این روش، تغییر کنترل‌شده در فعالیت شبکه‌های عصبی مرتبط با عملکرد مورد نظر است.
tDCS در حوزه‌هایی مانند افسردگی و OCD مورد مطالعه قرار گرفته و برای برخی کاربردها شواهد پژوهشی امیدوارکننده‌ای وجود دارد.
با این حال، شواهد مربوط به همه اختلالات یکسان نیست و برای ADHD و برخی اختلالات اضطرابی هنوز شواهد قطعی کافی وجود ندارد.
انتخاب محل تحریک، شدت، مدت و تعداد جلسات باید بر اساس پروتکل علمی و ارزیابی متخصص انجام شود.

TDCS

تحریک مغناطیسی مغز (rTMS)

rTMS با استفاده از میدان‌های مغناطیسی کنترل‌شده، فعالیت نواحی مشخصی از مغز را به‌صورت غیرتهاجمی تعدیل می‌کند.
با تغییر فرکانس و الگوی تحریک می‌توان بر تحریک‌پذیری شبکه‌های عصبی هدف اثر گذاشت.
این روش در درمان برخی اختلالات روان‌پزشکی، به‌ویژه افسردگی، کاربرد بالینی دارد و در OCD و اختلال اضطراب فراگیر نیز مورد مطالعه قرار گرفته است.
شواهد پژوهشی برای rTMS در OCD مقاوم به درمان، از جمله برخی پروتکل‌های هدف‌گیری نواحی پیش‌پیشانی و SMA، قابل توجه است.
rTMS می‌تواند در برخی شرایط به‌عنوان درمان کمکی در کنار سایر مداخلات مورد استفاده قرار گیرد.

rTMS

تحریک عصب واگ از راه پوست (tVNS)

tVNS یا تحریک غیرتهاجمی عصب واگ، با استفاده از تحریک الکتریکی شاخه‌های قابل دسترس عصب واگ، معمولاً در نواحی گوش، انجام می‌شود.
هدف این روش تأثیرگذاری بر مسیرهای عصبی مرتبط با عصب واگ و شبکه‌های تنظیم خودکار، هیجانی و شناختی است.
tVNS در سال‌های اخیر در زمینه‌هایی مانند تنظیم هیجان، اضطراب، عملکرد شناختی و برخی اختلالات عصبی مورد پژوهش قرار گرفته است.
با وجود نتایج اولیه امیدوارکننده، میزان اثربخشی آن برای بسیاری از کاربردهای روان‌پزشکی همچنان نیازمند پژوهش‌های بیشتر و استانداردسازی پروتکل‌هاست.
این روش باید با توجه به شرایط فرد، نوع دستگاه و پروتکل مورد استفاده و زیر نظر متخصص اجرا شود.

tVNS

نوروفیدبک

نوروفیدبک نوعی آموزش خودتنظیمی عصبی است که در آن فعالیت مغز، معمولاً از طریق EEG، به شکل بازخورد دیداری یا شنیداری در اختیار فرد قرار می‌گیرد.
فرد با تمرین مکرر یاد می‌گیرد برخی الگوهای فعالیت عصبی خود را در جهت هدف تعیین‌شده تنظیم کند.
نوروفیدبک در حوزه‌هایی مانند توجه و ADHD و همچنین برخی مشکلات اضطرابی مورد مطالعه قرار گرفته است.
برخی دستورالعمل‌های بالینی، استفاده از پروتکل‌های استاندارد نوروفیدبک را در ADHD به‌عنوان یکی از گزینه‌های مداخله‌ای مطرح کرده‌اند.
با این حال، نوروفیدبک نباید جایگزین ارزیابی جامع و درمان‌های استاندارد شود و انتخاب پروتکل باید متناسب با شرایط فرد انجام گیرد.

نوروفیدبک

بایوفیدبک

بایوفیدبک با ثبت شاخص‌های فیزیولوژیک مانند ضربان قلب، تنفس، فعالیت عضلانی یا دمای پوست، اطلاعات لحظه‌ای درباره وضعیت بدن در اختیار فرد قرار می‌دهد.

فرد با مشاهده این بازخورد و انجام تمرین‌های مناسب، مهارت بیشتری در تنظیم برخی پاسخ‌های فیزیولوژیک پیدا می‌کند.
یکی از کاربردهای مهم آن، آموزش تنظیم برانگیختگی و افزایش آگاهی فرد از ارتباط میان بدن، هیجان و وضعیت عصبی است.
HRV Biofeedback نیز به‌طور ویژه برای آموزش تنظیم تنفس و تغییرپذیری ضربان قلب مورد استفاده قرار گرفته است.
بایوفیدبک می‌تواند در کنار روان‌درمانی و آموزش مهارت‌های خودتنظیمی، بخشی از یک برنامه جامع مداخله‌ای باشد.

بایوفیدبک

رویکرد دپارتمان

در دپارتمان نوروتراپی، هدف استفاده از فناوری به‌عنوان جایگزین ساده برای درمان نیست؛ بلکه تلاش می‌شود ارزیابی عصب‌فیزیولوژیک، مداخلات نوروتراپی و روان‌درمانی در صورت تناسب بالینی، در یک چارچوب یکپارچه قرار گیرند.
انتخاب روش، بر اساس ارزیابی فردی، شواهد علمی موجود، شرایط بالینی و اهداف درمانی انجام می‌شود.